ملوبوک سایت معرفی کتاب و موسیقی

چاپ

گاهی برای آن که بدانیم چه گوش دهیم و چه بخوانیم نیاز به معرفی و راهنمایی بیشتری داریم. در این صورت با مراجعه به سایت‌ها و اندکی جستجوی بیشتر می‌توانیم مطلب، کتاب یا آهنگی را پیدا کنیم که ارزش خواندن و شنیدن دارد و علاوه بر آن از وجه آموزندگی نیز برخوردار است.

ملوبوک سایت معرفی کتاب و موسیقی؛ تاریخچه موسیقی که فعالیت خود را در این زمینه از پاییز 1400 آغاز کرده است. این سایت به معرفی آثاری در زمینه روانشناسی، ادبیات، مدیریت و ... می‌پردازد. از آنچه تاکنون در این سایت به نمایش درآمده تاریخچه سبک‌های موسیقی و کتاب‌هایی از جمله کتاب مغازه خودکشی، معرفی رمان شوهر آهو خانم، معرفی کتاب کیمیاگر پائولو کوئلیو می‌باشد که در این نوشته بخشی از آن را آورده‌ایم. برای مطالعه بیشتر به سایت ملوبوک مراجعه کنید.

معرفی کتاب مغازه خودکشی

کتاب مغازه خودکشی نوشته ژان تولی نویسنده معروف فرانسوی است. این کتاب یکی از پرطرفدارترین کتاب‌های قرن بیست و یکم حوزه کمدی سیاه است.

مغازه خودکشی درسال 2006 منتشر شد و خیلی زود مورد توجه قرار گرفت؛ به طوری که شش سال بعد انیمیشنی با همین نام از روی این کتاب ساخته شد.

داستان کتاب مغازه خودکشی

داستان کتاب در یک مغازه رخ می‌دهد. خانواده‌ای متشکل از سه فرزند، دو پسر و یک دختر و یک پدر و مادر مغازه‌ای را با عنوان مغازه خودکشی می‌گردانند. کار آن‌ها فروختن وسایل خودکشی به کسانی است که ناامیدند و دوست دارند به زندگی‌ خود خاتمه دهند. آن‌ها با هر گونه امید و شادمانی در زندگی مخالفند و همه چیز را سیاه و تلخ می‌بینند. البته باید به این موضوع اشاره داشت که برای کسب و کارشان خوب است زیرا راحتتر می‌توانند آدم‌ها را به انواع مختلف خودکشی ترغیب کنند. در این میان اما پسر کوچکشان به نام آلن با آن‌ها فرق دارد و عاشق زندگی است. همین موضوع باعث می‌شود کسب و کار آن‌ها مثل سابق پیش نرود.

داستان کتاب در زمانی نامعلوم در یک شهر ضد آرمان اتفاق می‌افتد. مردم شهر همه دلمرده و غمگین هستند. این وضعیت در عین تراژیک بودن کمدی است چون این خانواده سعی دارند مرگ را به آدم‌ها بفروشند.

درباره کتاب مغازه خودکشی

ژان تولی در این رمان موضوع مهم خودکشی یا ادامه زندگی در یک شرایط تیره و تار را در قالب کمدی نیز بیان می‌کند.

تصور کنید در دنیایی زندگی می‌کنید که سرشار از ناکامی وناامیدی است. امید به زندگی کم و کمتر می‌شود و هر روز خبرهای بد بیشتری منتشر می‌شود. کره زمین به سمت نابودی حرکت می‌کند و وضعیت زندگی روز به روز سخت‌تر می‌شود. مردم در این شرایط چه کاری انجام می‌دهند؟

یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین رمان‌های ایرانی که دهه چهل شمسی به چاپ رسید و تا سال‌های پس از انقلاب نیز با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شد، کتاب شوهر آهو خانم نام دارد.

شوهر آهو خانم نوشته‌ی علی محمد افغانی، یکی از بهترین رمان‌های خانوادگی در پنجاه سال اخیر به شمار می‌رود. این رمان قصه زندگی زنی را به تصویر می‌کشد که مجبور به زندگی با هووی خود در یک خانه می‌شود و در تلاش است تا زندگی خود را نجات دهد. این کتاب جایزه بهترین رمان سال 1340 را از آن خود کرده است.

داستان رمان شوهر آهو خانم

داستان درباره مردی متدین و بازاری به نام سید میران سرابی‌ است که یک نانوایی دارد. او به تازگی رئیس صنف نانوایان کرمانشاه شده است. سید میران همسری مهربان و باوفا به نام آهو خانم و چهار فرزند دارد و از زندگی خانوادگی خود راضی است. او به خوبی می‌داند که حمایت‌های همسرش در موفقیت او نقش بسیار زیادی داشته است. اما روزی زنی دلربا و جوان به نام هما وارد مغازه سید میران می‌شود. او برای سید میران تعریف می‌کند که به خاطر ظلم‌هایی که شوهرش به او روا داشته؛ پس از چهار سال زندگی مشترک از او طلاق گرفته است و اکنون در خانه یک مطرب به نام حسین خان ضربی سکونت دارد.

سید میران از همان ابتدا مجذوب زیبایی هما می‌شود با این حال تصمیم می‌گیرد او را به عقد شاگرد نانوایی‌اش دربیاورد. اما شرایط به شکلی پیش می‌رود که هما همسر دوم سید میران می‌شود. آهو خانم نیز به این شرایط ناراحت کننده تن می‌دهد و مجبور می‌شود همراه با هووی خود در یک خانه زندگی کند. این اتفاق ماجراهای تلخ و ناراحت‌کننده‌ای را برای این خانواده رقم می‌زند و آهو خانم و فرزندانش در شرایط سختی قرار می‌گیرند.

معرفی رمان کیمیاگر

رمان کیمیاگر اثر مشهور پائولو کوئیلو است. این کتاب تا کنون به بیش از 50 زبان ترجمه شده است و بیش از 65 میلیون نسخه آن به فروش رفته است. کیمیاگر یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان به حساب می‌آید.

موضوع کتاب کیمیاگر

سانتیاگو یک چوپان است که عاشقانه گوسفندانش را دوست دارد. والدین سانتیاگو همیشه در حال فراهم کردن نیازهای اساسی زندگی بوده‌اند؛ به همین خاطر خواسته‌ها و آرزوهایشان را سرکوب کرده‌اند. آن‌ها در اندلس زندگی می‌کنند که به خاطر روستاهای قدیمی به جاذبه گردشگری تبدیل شده است؛ اما برای آن‌ها جای رویاهایشان نیست.

یک روز سانتیاگو برای فروش تعدادی از گوسفندانش به شهر می‌رود و با یک پیرمرد و یک زن کولی برخود می‌کند. آن‌ها او را ترغیب می‌کنند که به دنبال رویاها و سرنوشت خود برود و دنیای فعلی را رها کند. سانتیاگو آن مرد و زن را باور می‌کند ؛ گله‌اش را می‌فروشد و به سفر می‌رود. در شهری یک دزد پس‌اندازش را میدزدد. اما سانتیاگو خود را نمی‌بازد و به حس بزرگتری دست می‌یابد. به این یقین می‌رسد که در مسیر درست قرار دارد. اکنون زندگی متفاوتی را تجربه می‌کند و هر روز برای او تازه و رضایت‌بخش است. او به طور مداوم چیزی را با خود تکرار می‌کند که قبل از شروع سفر در بازار به او گفته شد. وقتی خواهان چیزی باشی تمامی کائنات دست به دست هم می‌دهند تا به آن برسی.